ابو القاسم راز شيرازى
529
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
و تفسير مىفرمايد حضرت امام ص حياء را به ثبوت در نزد هر چيزى كه انكار كند او را توحيد و معرفت ؛ و اين معنى ، شامل مىشود جميع درجات و مقامات حيا را ؛ زيرا كه حيا را - مثل ساير اخلاق و صفات حسنه - مقامات عاليه و سافله است برحسب درجات باطنيّهء انسانيّه ؛ اوّل : حياء از مخالفت اوامر و نواهى حقّ تعالى ، و حياء از تقصير در مجاهدات در طريق الى اللّه كه مورث است عقاب الهى را . ثانى : حياء از ترك ادب و حرمت ، و جسارت قلبى در حضور حقّ تعالى به سبب علم بر اطّلاع حق بر باطن او مثل اطّلاع بر ظاهر او . ثالث : حياء عبد است از اشراف و اطّلاع حقّ تعالى بر علل و اسباب و اغراض معاملات او در طاعات و حسنات ؛ زيرا كه علل و اغراض عبد در طاعات و حسنات ، اگر غير از طلب قرب و رضاى اوست از جنّات و ما فيها - و حالآنكه حقّ تعالى مشرف و خبير است بر آنها - ، باعث مىشود شرمسارى را از حقّ تعالى . رابع : حياء از سستى و فتور است در سلوك سبيل الى اللّه ، و قصور و نقصان از رعايت كردن ادب حضور حقّ جلّ و علا . خامس : حياء كردن از افتخار ، به رعايت ادب حضور حقّ تعالى است برحسب مقتضاى علم به حضور او ، و افتخار به وفاى حقوق تعظيم و تبجيل او - جلّ مجده - . سادس : حياء از اظهار نفس وجود و صفات و اخلاق خود را در نزد حقّ تعالى ؛ زيرا كه علم عبد به حضور خود در نزد حقّ تعالى ، دليل است بر وجود او ، و علم حق بر عبد ، دليل است بر عدم عبد و صفات كماليّه از براى او مگر به اتّصال و قرب به او ؛ پس علم عبد به خود و كمال و اخلاق خود در حضور حقّ تعالى ، مخالف است علم حقّ تعالى [ را ] به فناى او و فناى كمالات او ؛ و اين مخالفت ، مورث حياء عبد است ؛ زيرا كه عدم و نقصان و قصور را در مقام وجود و كمال ، جلوه مىدهد ؛ پس شرم دارد از كذب خود . سابع : حياء و انكسارى است كه مشوب به